بهداشت کنترل وزن
سلام عروس مامانی
الان ساعت حدودا 7ونیم صبحه و شما خوابی
منم از فرصت استفاده کردم و اومدم برات بنویسم
الان خونه مادرجونیم و نهار هم خونه بابابزرگ
دیروز صبح شما رو بردم بهداشت برای کنترل وزنت که ماه پیش باید میبردمت ولی چون مریض شدی و دیدم وزنت کم شد
گذاشتم این ماه ببرمت
خداروشکررررررر همه چی خوب بود
وزنت : 9300
قدت:79
کلی ذوق کردم و خوشحال شدم
گفت دیگه لازم نیست ببرمت چون وزنت خوبه نوبت بعد رو هم سه ماه دیگه گذاشت برای واکسن و چکاپ
به بابایی هم زنگ زدم گفتم که وزنت خوبه و با هم خداروشکر کردیم
امروز هم کلی کار دارم خریدن برچسبای کابینت ، گرفتن پرده هامون ، جمع کردن وسائلای بابایی و حمام شما و ...
امروز خوب سرم شلوغه
راستی بابایی و عمومحسن و دایی مرتضی دیشب وسائلمون رو از مسجد سلیمان بار زدن و راهی کرمان کردن خودشونم الانا دیگه حرکت میکنن سمت کرمان
دعا کن ما هم فردا بتونیم بریم
برعکس تو که فکر کنم از تنها شدنت ناراحت میشی من کلی بی قرار رفتنم
رفتن سر خونه زندگیم حتی فردا هم برام دیره
دعا کن بتونم برنامه هایی که برات دارم رو تو خونه خودمون عملی کنم
یه چیز دیگه هم اینکه دیروز النگوت رو دستت کردم کلا دیشب درگیرش بودی میخواستی یه جوری از دستت دربیاری حالا منم صبر میکنم اگه تونستی دربیاری فعلا جمعش میکنم وگرنه جاش خوبه
خیلی هم بهت میاد مبارکت باشه عشق من
(عکسش تو ادامه مطلب)
فعلا بای ماه من
فدات بشم الهی







بهداشت کنترل وزن
